برچسب:
نویسنده: آبتین نعمتی
حس میکنم زیادی به خودم سخت میگیرم
زیادی از خودم توقع دارم
زیادی حساسم
و همه اینها داره اذیتم میکنه
من نمیدونم مشکل دارم یا الکی تو ذهنم مشکل میتراشم
نمیدونم چه رفتاری درسته چه رفتاری اشتباه
برچسب:
نویسنده: آبتین نعمتی
برچسب:
نویسنده: آبتین نعمتی
برچسب:
نویسنده: آبتین نعمتی
برچسب:
نویسنده: آبتین نعمتی
برچسب:
نویسنده: آبتین نعمتی
برچسب:
نویسنده: آبتین نعمتی
برچسب:
نویسنده: آبتین نعمتی
وقتی دور باشی و عاشق .. وقتی تا نفس در سینه داری به انتظارش باشی . وقتی کلاف های خیال بافی شده - که به یاد او بافته ای-باز میکنی ، عاشق تر از همیشه ای .. عاشق تر ..
پ.ن:بهار مبارک(:
پ.ن:دخترک جان کجایی؟وبلاگت حذف شده..
برچسب:
نویسنده: آبتین نعمتی
برچسب:
نویسنده: آبتین نعمتی
..
تا حالا برای کسایی که دوسشون دارید نشونه گذاشتید؟
چه چیزی شما رو یاد اون ها میندازه؟
برچسب:
نویسنده: آبتین نعمتی
میان فکرهای آشفته و طوفان زده ام رها شده ام..
صفحه ی سفید کاغذ را سیاه میکنم
خط های دفتر را پر میکنم
فکرهایم را جا میدهم بین کلمات
ولی باز هم این مزخرفات تمام نمیشوند
برچسب:
نویسنده: آبتین نعمتی
برچسب:
نویسنده: آبتین نعمتی
پ.ن: پس از ۲۰ روز آمدم..
برچسب:
نویسنده: آبتین نعمتی
همین حوالی پاییز
در کوچه ی آذر
خودم را جای بگذارم ...
برچسب:
نویسنده: آبتین نعمتی