مثل خواب اول صبح ..
-
تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 7:14
مثل چیدن سیب سرخ ،مثل آفتاب اول صبح ،مثل تیک تیک ساعت تحویل سال ،تو به کامم شرین آمدی .. !
یکی از سخت های دنیا
-
تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 8:02
سخت هست وقتی حرفی گیر افتاده لا به لای زندان گلویت و تو با زور میخواهی آن را هضم کنی با زور میخواهی با چاشنی عصبانیت هضمش کنی سخت هست . سخت هست . سخت هست .
توهم مخصوص پل عابر پیاده
-
تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 15:26
شما هم وقتی از پل عابر پیاده رد میشین هی فکر میکنین پل الان میافته؟
هستی و عالمِ تلخ و شرین زندگی اش ..
-
تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 15:26
کتاب ''هستی'' خیلی ساده شیرینه ! چه خوب بود تصور خانه نقلی هستی و خانواده اش و چهره شاد و خندان خاله نسرین و بابا ابیِ ''هستی'' بهتون پیشنهاد میدم کتاب رو تهیه کنید ، از سادگی و لحن روان و قلم زیبای فرهاد حسن زاده لذت ببرید ((: | کتاب هستی ، رمان نوجوان امروز | Photo by : me
واژه ای به وسعت دنیای من
-
تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 15:26
من هیچگاه قدرت نداشتم حرفم را به تو بگویم..حرفی که اگر گفته بودم شاید همه چیز تغییر پیدا کرده بود..شاید در دنیای دیگری به سر میبردم..شاید زندگی مرا طور دیگری به آغوش میگرفت..اگر آن جمله لعنتی را میگفتم بزرگترین نفعش سایهء تو بود !آری ، سایه تو هرجا میرفتم کنارم بودی ..اگر میگفتم اگر توان بیانش را دا...
برگ پاییزی
-
تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 15:26
چشمان تو همین نیم جمله کافی است تا تمام دنیای من را برهم بریزد و زیر و رو کند .چشمان تو تمام قوانین و معادلات دنیا را برای من برهم ریخت .در عمق چشمان تو ولی حسی ست عجیب ..حسی شبیه به خش خش برگ های پاییزی ..و چه بد مرا عاشق کرد تصویر این خش خش برگ های پاییزی در چشمان تو..
قلمو هاشو برداشته و همه جا رو نارنجی میکنه..
-
تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 15:26
صدای پاشو میشنوی؟ اومدنش رو حس میکنی ؟ حس میکنم پاییز دست گرمش و داره میکشه رو زمین از جیب های ژاکت قرمزش چندتا برگ درمیاره میندازه روی زمین تا اونایی ک هنوز حواسشون نیست به خودشون بیان .. داره کم کم تموم خاطرات زردو قرمز مون رو از جلوی چشم هامون یکی یکی رد میکنه .. حس میکنم موزیک خش خش برگ ها رو گذ...
پیشنهاد موسیقی
-
تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 15:26
خیلی خوب و شنیدنی و ، تلخ ... نامه ای به فرزند - یاس
سوختم و رفتی .. !
-
تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 15:26
تو که میایی قلبم سرخ تر میشود ، به تپش می افتد تو که میروی آتشی در دلم روشن میشود ،قلبم میسوزد میسوزد و میسوزد عکس مربوط به سینمایی "فرشته ها با هم می آیند"
اینجا جای کسی خالی است.
-
تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 15:26
پیرهن نو بر تن خانه تمیز کیک روی گاز قل قل سماور حیاط آب پاشی شده غنچه های نو شکفته باغچه عطر یاسِ پیچیده در دل و جان محاصره خانه و حیاط با عطر اقاقیا همه چیز آماده است تا صدای زنگ به صدا دربیاید و دری که باز شود رو به تو "عکس:فرشته ها با هم می ایند"
صفحه ای پر از حرف های ناگفته..
-
تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 15:25
این صفحه برای من خیلی دوستداشتنیه هیچ جا به اندازه "بلاگفا" به دل من نشسته . من تمرکزم روی این صفحه و قدرت نوشتنم بیشتر از خط های کاغذ است! فکر میکنم این صفحه تا آخر برایم انقدر دوست داشتنی باشد و بماند (: